
-

تقابل فکری ایران و آمریکا ریشهای تاریخی و ایدئولوژیک دارد
📝
منتشرشده در خبرگزاری مهر
ترامپ بار دیگر با سخنانی دو پهلو و البته کمی ملایمتر نسبت به دوره اول ریاستجمهوری خود مسئله مذاکره با ایران را مطرح کرد. مسئولان کشور بار دیگر باید این نکته را در نظر بگیرند که مذاکرات ایران و آمریکا تنها یک فرآیند دیپلماتیک برای حلوفصل اختلافات نیست، بلکه مواجههای میان دو گفتمان سیاسی با بنیانهای فکری متفاوت است.
ایران، بر پایه گفتمان استقلال، مقاومت و هویت اسلامی-انقلابی، با نظم بینالمللی غربمحور به چالش برخاسته است. در مقابل، آمریکا بهعنوان رهبر نظام لیبرالدموکراسی جهانی، تلاش دارد تا کشورها را در چارچوب نظم موردنظر خود قرار دهد. این تفاوتهای گفتمانی بر سرشت و سرنوشت مذاکرات تأثیر مستقیم دارند.
انقلاب اسلامی ایران نهتنها یک تحول سیاسی بلکه یک دگرگونی فکری بود، که بنیانهای نظم جهانی تحت سیطره آمریکا را به چالش کشید. در این چارچوب، سیاست خارجی ایران مبتنی بر حفظ استقلال، مقابله با سلطهجویی و حمایت از جبهه مقاومت تعریف شده است.
در مقابل، ایالات متحده نظم بینالمللی را بر اساس هژمونی خود تعریف کرده و هرگونه تغییر در این نظم را تهدیدی برای جایگاه جهانی خود میداند. به همین دلیل، مذاکرات ایران و آمریکا صرفاً موضوعی تکنیکی درباره تحریمها یا توافقات هستهای نیست، بلکه بازتابی از چالشهای عمیقتری میان دو الگوی فکری است.
آمریکا مذاکرات را ابزاری برای مدیریت بحران و اعمال فشار بر ایران میداند تا تهران را به سمت تغییر رفتار سوق دهد. در مقابل، ایران مذاکره را تنها در صورتی میپذیرد که با حفظ عزت و استقلال همراه باشد.
این تفاوت در نگاه، سبب شده که هرگونه توافق میان دو طرف همواره شکننده باشد و حتی در صورت حصول توافق، تداوم آن با چالشهای جدی مواجه شود.
اگر واقعبینانه به چالشهای ایران و آمریکا بنگریم، با توجه به این تقابل فکری، همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند، مذاکرات با آمریکا «هوشمندانه، عاقلانه و شرافتمندانه» نیست.
«وَکَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَکَانُوا ۗ وَاللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ»
(سوره آل عمران، آیه ۱۴۶)خداوند متعال در این آیه که یکی از سیاسیترین آیات قرآن کریم است، به مسلمانان دستور میدهد که در مواجهه با دشمنان حتی اگر آسیبی دیدند، نه دچار ضعف درونی شوند و نه ضعف بیرونی؛ و از اظهار بیچارگی بپرهیزند.
🖊 نویسنده: پیمان صالحی | دانشآموخته ارشد علوم سیاسی، دانشگاه امام صادق (ع)
-

یادداشت| آیا میتوان با دولت جدید آمریکا پای میز مذاکره نشست

یادداشت|ترامپ ۲۰۲۵؛ تغییر رویکرد یا تکرار سیاستهای گذشته؟
📝 یادداشت | ترامپ ۲۰۲۵؛ تغییر رویکرد یا تکرار سیاستهای گذشته؟
منتشرشده در خبرگزاری تسنیم | ۱۰ اسفند ۱۴۰۳
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، پیمان صالحی، دانشآموخته علوم سیاسی دانشگاه امام صادق(ع)، در یادداشتی درباره لزوم اتخاذ سیاستی هوشمندانه در برابر دولت جدید آمریکا با بهرهگیری از تجربه دوره قبلی ریاستجمهوری ترامپ نوشت:
با گذشت بیش از یک ماه از آغاز دولت دوم دونالد ترامپ، سیاست خارجی او بهویژه در قبال ایران همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد برخلاف دورهی اول ریاست جمهوریاش که از همان ابتدا سیاست فشار حداکثری را با خروج از برجام و اعمال تحریمهای گسترده آغاز کرد، این بار ترامپ تمرکز اصلی خود را بر مدیریت بحرانهای بینالمللی از جمله جنگ اوکراین و درگیریهای غزه گذاشته است.
ترامپ 2025 به جز چند مورد هنوز تحریم قابل توجهی علیه ایران اعمال نکرده و برخلاف انتظار بسیاری، سیاستهایش نسبت به تهران چندان شتابزده نبوده است. درعوض، اولویت اصلی او در سیاست خارجی، ایجاد ثبات نسبی در صحنهی بینالمللی و کاهش هزینههای ایالات متحده در درگیریهای طولانیمدت است. تلاشهای او برای پایان دادن به جنگ اوکراین و کاهش تنشها در غزه نشاندهندهی یک رویکرد عملگرایانهتر نسبت به دورهی اول ریاست جمهوریاش است.
اما آیا این به معنای تغییر سیاستهای ضدایرانی اوست؟ پاسخ این است که اگرچه ترامپ هنوز مسیر فشار حداکثری را بهطور رسمی احیا نکرده، اما همچنان نشانههایی از رویکرد سختگیرانه او نسبت به ایران از جمله تقویت روابط آمریکا با اسرائیل و کشورهای عربی منطقه برای حفظ فشار غیرمستقیم بر ایران، تلاش برای جلب حمایت اروپا جهت محدود کردن همکاریهای اقتصادی با ایران و بررسی گزینههای دیپلماسی مشروط، اما بدون عقبنشینی از موضع سنتی آمریکا در قبال ایران همچنان وجود دارد.
بنابراین، در شرایطی که دولت ترامپ هنوز استراتژی مشخصی در قبال ایران اعلام نکرده، جمهوری اسلامی ایران نباید سیاستهای خود را صرفاً بر اساس حدس و گمان تنظیم کند. بلکه ضروری است که یک راهبرد پیشدستانه و هوشمندانه تدوین شود تا کشور برای هرگونه تغییر در سیاستهای آمریکا آماده باشد.
در این راستا، ایران باید در چهار حوزهی کلیدی اقدامات اساسی را در دستور کار قرار دهد:
اقتصادی: بهجای تمرکز صرف بر مقابله با تحریمها، ایران باید از فضای جدید دیپلماتیک استفاده کند و روابط اقتصادی خود را با کشورهای اروپایی و قدرتهای شرقی تقویت کند. همچنین، کاهش وابستگی به دلار و ایجاد مکانیسمهای مالی جایگزین، میتواند ایران را در برابر هرگونه سیاستهای جدید ترامپ مقاومتر کند.
نظامی و امنیتی: افزایش قدرت بازدارندگی و تثبیت موقعیت محور مقاومت، همچنان باید در دستور کار باشد. اما درعینحال، ایران باید از هرگونه اقدام تحریکآمیز که میتواند زمینهساز اجماع جهانی علیه کشور شود، پرهیز کند. توسعهی توان سایبری و اطلاعاتی نیز برای مقابله با تهدیدات احتمالی باید گسترش یابد.
دیپلماتیک: با توجه به تلاش ترامپ برای کاهش تعهدات بینالمللی آمریکا، ایران باید دیپلماسی منطقهای و جهانی خود را تقویت کند تا ابتکار عمل در سیاست خارجی را به دست بگیرد. افزایش همکاریهای استراتژیک با کشورهای منطقه و نقشآفرینی فعالتر در بحرانهای بینالمللی مانند اوکراین و غزه، میتواند جایگاه ایران را در معادلات جهانی ارتقا دهد.
رسانهای و تبلیغاتی: ایران باید در مقابل جنگ شناختی غرب، یک استراتژی رسانهای فعال داشته باشد. استفاده از دیپلماسی عمومی برای نشان دادن تناقضهای سیاست خارجی آمریکا و تلاش برای ایجاد روایت مستقل از وضعیت منطقهای، میتواند به کاهش فشارهای بینالمللی علیه ایران کمک کند.
ترامپ 2025، حداقل تا این لحظه، نشان داده که اولویتهای جدیدی در سیاست خارجی دارد. اما این به معنای کاهش تنشها با ایران نیست، بلکه تنها شکل این تنشها ممکن است تغییر کند. ایران نباید منفعلانه منتظر تصمیمات کاخ سفید بماند، بلکه باید از همین حالا با یک استراتژی دقیق و واقعبینانه، خود را برای هرگونه تحول آماده کند.