آمریکا و پارادوکس لیبرالیسم

Published by

on

۱۶ فروردین ۱۴۰۴ | یادداشت منتشرشده در دیپلماسی ایرانی

ایالات متحده طی دهه‌ها خود را مدافع جهانی ارزش‌های لیبرال – مانند دموکراسی، حقوق بشر و آزادی بیان – معرفی کرده است. اما در عمل، همان اصولی که آمریکا ادعای دفاع از آن‌ها را دارد، اغلب به ابزارهایی برای توجیه جنگ‌ها، خاموش‌کردن مخالفان و تحکیم قدرت در دستان نخبگان محدود سیاسی تبدیل شده‌اند.

یکی از متناقض‌ترین جلوه‌های لیبرالیسم آمریکایی، استفاده از مفهوم «ترویج دموکراسی» به‌عنوان بهانه‌ای برای مداخلات نظامی است. آمریکا بارها جنگ‌های خود را با شعار دفاع از آزادی توجیه کرده، اما نتایج اغلب خلاف این ادعاها بوده‌اند. حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ و مداخله ناتو در لیبی، هر دو منجر به بی‌ثباتی، خشونت و عقب‌گرد شدند.

در داخل نیز، سانسور دیجیتال و فشار به روزنامه‌نگاران مستقل گواهی است بر این‌که آزادی بیان در آمریکا، در تضاد با واقعیت‌های عملی است. طبق گزارش Columbia Journalism Review در سال ۲۰۲۴، بیش از ۶۲٪ خبرنگاران مستقل اظهار داشته‌اند که برای خودسانسوری تحت فشارند.

همچنین، اصل تکثر سیاسی در نظام دوحزبی آمریکا عملاً کنار گذاشته شده است. صداهای مستقل اجازه ظهور نمی‌یابند و نظام انتخاباتی بیشتر به یک مدیریت دوگانه شباهت دارد تا یک دموکراسی واقعی. نظرسنجی Pew در سال ۲۰۲۴ نشان می‌دهد تنها ۱۹٪ مردم آمریکا باور دارند که دولت نماینده منافع آنان است.

از منظر اقتصادی، شکاف طبقاتی به شدت افزایش یافته و لیبرالیسم اقتصادی به‌جای ایجاد رفاه همگانی، تمرکز بی‌سابقه ثروت و قدرت را رقم زده است. طبق تحلیل توماس پیکتی، سرمایه‌داری بدون کنترل، تهدیدی جدی برای دموکراسی است.

لیبرالیسم آمریکایی امروز، بیش از آن‌که ایدئولوژی آزادی باشد، به سازوکار کنترل تبدیل شده است.

اکنون که نظم جهانی به‌سمت چندقطبی شدن در حرکت است، مشروعیت الگوی آمریکایی لیبرالیسم با چالش‌های جدی روبه‌رو شده. پرسش این نیست که آیا آمریکا می‌تواند دموکراسی لیبرال را صادر کند یا نه؛ بلکه این است که آیا می‌تواند آن را در مرزهای خود حفظ کند؟

✍ نویسنده: پیمان صالحی | پژوهشگر فلسفه سیاسی غرب   

Leave a comment